زندگی عاشقانه منو همسرمزندگی عاشقانه منو همسرم، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 12 روز سن داره
مامانیمامانی، تا این لحظه: 41 سال و 5 روز سن داره
باباییبابایی، تا این لحظه: 44 سال و 2 ماه و 27 روز سن داره

گلی از گلهای بهشت

دلم تو رو فریاد میزنه

سلام مامانی مامانی من کجایی ؟ دلم برات تنگه چرا نمیای و منو بابایی و با اومدن شاد نمیکنی قربون دست و پای کوچیکت ، قربون چشمای قشنگت ، قربون اون خنده های شیرینت هرموقع تو ذهنم به تو فکر میکنم و تو رو تجسم میکنم دلم واسه بوئیدن و بوسیدنت ضعف میره   خدایاااااا به برکت این روزهای قشنگت قسمت می دم امیدمون رو نا امید نکن عرفه ، قربان ، غدیر ......................... دلم خیلی گرفته                       ...
12 مهر 1393

برای همسرم

  برایت می نگارم تا آرام بگیرم آرامشم   مهربان همسرم نمی دانم چگونه شاکر خدایمان باشم که تو را بر سر راهم قرار داد که نیکو زیستن را برایم به نمایش گذاشتی   عزیزتر از جانم از تو تشکر میکنم که دستان ناتوان مرا گرفته ای و با توان خود مرا گام به گام به سوی عاشقانه زیستن کمک میکنی   مهربان همسرم  از تو تشکر میکنم که در لحظه ای که تمنای نگاهت را داشتم با نگاهت به من آرامش دادی که مرا برای خودم میخواهی نه ....   عزیزتر از جانم تو را سپاس گویم که خطا های مرا می پوشانی و مثال واقعی آیه هن لباس لکم و انتم لباس لهن هستی   و کاش واژه ای پیدا میکردم که بتوانم از تو تشکر کنم ، که تشکر از ...
5 خرداد 1393

مادر

    مادر واژه زیبائیست می خوام بنویسم برای مادرم مادر عزیزم ، فدای مهربونیات ، دلم می لرزه وقتی موقع راه رفتن نفس نفس می زنی ، دلم میلرزه وقتی از درد کمر و پا ناله می کنی ، دلم میلرزه وقتی کیسه داروهات رو با یه لیوان آب میاری و مثل نقل ونبات می خوری ، مادر عزیزم دیشب که با خواهر برادرام خونتون جمع بودیم احساس عجیبی داشتم دلم میلرزید ، بغض گلوم رو چنگ می زد ، مادرم ، عشقم ، به وسعت بزرگی خدا دوستت دارم ، به آقایی ( پدر گلم)  گفتم آقا دوتایی تنها موندین خیلی بیشتر از اینها به خودتون برسید کاش میشد بیشتر پیششون بود و پرستاریشون کرد  خدایا به حرمت این روزها ، به حق فاطمه زهرا،که خودت گفتی عالمیان رو بخاط...
1 ارديبهشت 1393

سال نو مبارک

وقتی طنین یامقلب القلوب دلت را لرزاند وقتی اوای خوش یامدبرالیل را زمزمه کردی و یا محوالحول دگرگونت کرد برای ماهم بخواه ازان بخشنده بی همتا حول حالنا الی احسن الحال اسفند رو به پایان است وقت کوچ کردن به فروردین وقت بخشیدن و صاف کردن دل پس مرا ببخش : اگر بانگاهی یا صدایی یا زبانی بر دلت ترکی انداخته ام... اسفند رو به پایان است اسفند رو به پایان است       ...
26 اسفند 1392

دلم گرفته ار بعضی ها

سلام ... این بار سلامی خسته و کمی دل شکسته .اومدم یکم درد و دل کنم و برم. واااااااااااااااااااااااایییییی خسته شدم از دست اونایی که دست از سر زندگیم بر نمیدارن و هی میگن بچه بیار بچه بیار و به اندازه یه طومار از زندگی مردم برات مثال میزنن که چند سال میگفت نمیخوام و بعد فلان شد، واقعا دلم میخواد راحت بگم به شما چه ربطی داره؟؟؟!!!!ولی حیف که تو معذوراتم . دلم از اونایی که چون میدونن پریودای نا منظم دارم و از گوشه کنار شنیدم که میگن شاید حامله نمیشه اینقدر گرفته است. خدایاااااااااااااااا خودت به دادم برس،خودت کمکم کن،هر چی خیر وصلاح برام پیش بیار.شکررررررررر. اخه ملت ... من و همسریم هیچ مشکلی نداریم پس لطفا  فرشته کوچیک ماه...
15 بهمن 1392

سلام

امروز با یه دنیا توکل و امید به خدای مهربون این وبلاگ رو ساختم از دیروز ختم قرآن و شروع کردم و با خدای مهربونم عهد بستم که دیگه بیتابی نکنم و بابت نیومدن شما ناشکری نکنم و ..... ازخدای مهربون خواستم که اگه مادرشدن قسمتم نیست یا به صلاحم نیست سعه ی صدرم و زیاد کنه و بهم قدرت بده تا در مقابل ناملایمتی روزگار و اطرافیان خم به ابرو نیارم من باوجود داشتن یه همسر مهربون خوشبخت ترین زن دنیام, اگه یه فرشته کوچولو به خانوادمون اضافه شه خوشبختیم به بی نهایت میرسه و اگه خدای نکرده قسمت نباشه بازم ما خوشبخت خوشبختیم پس من از امروز زندگی میکنم برای خوشحالی بیشتر همسرمهربونم و انتظار میکشم برای روزی که تو بیای ، ولی این انتظار حتی با انتظار دیرو...
13 بهمن 1392
1